افسانه

عاشقانه ترین افسانه را،
از برکه های زلالی که هر کدام،
به گیتی پهناوری راه دارند باید شنید.

افسانه از ما دور نیست.
بی نهایت،
در لامکانی، در تمام کیهان حضور دارد،
و در لازمانی، بر تمام مقاطع احاطه دارد.

هستی به وجود او پایدار،
لاجورد به روح او سیراب،
و درختان به چشمانش سرسبز.
رزها، از شیرینی لبانش می شکفند.
و نرگس ها، از زیباییش خود را در رود می نگرند.
و عاشقان، به وصالش جان می سپارند.
ستاره ها،
در افق نگاه جذابش طلوع می کنند.
و انعکاس نور از کرانه‌های شفاف حیاتش،
تاری شب ها را می گیرد.

ژرفای قلب آفرینش،
جز او نیست.

العبد یحیی

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.