گوهر عشق

گوهر عشق،
نه در معبدها و صومعه ها،
و نه در عزلت نشینی دهر بدست آید.

عشق آن است،
که نور خداوند بر فراز،
در دشت از هر سو گستردۀ بیداری بر تو بتابد.
و عشق ونوس،
دریای قلبت را از سکون خارج سازد.
و آوای کوپیدو،
هر لحظه تو را در ذهن بخواند.
و خنده های نارسیس،
غبار را از روحت بزداید.
و همه با هم، در کنار هم،
تو را در جاده ای،
که نسیم خنک بیداری در آن می وزد،
قرار دهند.
جاده ای جنگلی،
که تو هرگاه بر اسب سپیدت در کنار نارسیس،
به سوی مرزهای هستی بتازی،
تا به نهایت رسی،
و ماورای حدود قرارگیری،
تا از بیرون بر این دشت ها و کوهسار ها،
و آسمان ها و دریاها بنگری،
همواره با روح پاکش تو را را محافظت خواهد کرد؛
مادامی که ستم نورزی،
و پیمانی که ایزد یکتا از تو گرفت را نشکنی،
و قلبت آکنده از عشق و راستی باشد.
چراکه همه می دانیم :
«راه در جهان یکی است و آن راستی است».
(اشو زرتشت)

العبد یحیی

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *