رها خواهم ساخت

رها خواهم ساخت.
ذهن را،
از تمام مرزهای هندسی رها خواهم ساخت.
و بند گسستگی را پاره خواهم کرد.
و خواهم خواند با تمام دشت ها و آسمان ها،
سرود یگانگی را.
و در فلسفۀ جذاب عشق غرق خواهم شد.
و خویش را از تمام صنم ها رها خواهم کرد.
و خویش را،
با تمام آزادگان،
دعوت خواهم کرد برای سفری به آن سوی مرزهای جهان.
و گذر از هر چه ناپایداری است.
و همه را، به بی راهی خواهم کشانید.
و شعلۀ شیدایی را،
در جانشان برخواهم افروخت.
و برای همگان خواهم گفت:
سوداگری عشق، همه چیز را ذوب خواهد کرد.
و در طلوع آفتاب،
در لاله زاری که ماورای مرداب هاست،
دسته گلی از سرخی غروب و گوارایی تاک،
هدیه خواهم داد؛
به تمام آن ها که معصومانه عشق بازی می کنند.
با تمام هستی، برای هستی.

العبد یحیی

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *