درود!

درودی بر عشق ازلی و معبود ابدی. درودی بر اقیانوس ژرف دست نیافتنی یکتایی. درودی بر واحه ی از هر سو گسترده ی بیدار. آنکه قهار است و وهاب، که خالق بارء مصور است. و سمیع است و بصیر و[…]

ادامه مطالعه

بی خودی

«عاشقی،بی خودی و بی راهی باشد».(عین القضات همدانی)و بی خودی،جز فناشدن در بحر بی کران نیست.و چگونه بحر کران داشته باشد؛در حالی که در هر بعد لطیف گسترده شده است.و کالبد پرنیانی کودکان و عارفان،همچون خلوتیانی که آن سوی دروازه[…]

ادامه مطالعه

گوهر عشق

گوهر عشق،نه در معبدها و صومعه ها،و نه در عزلت نشینی دهر بدست آید. عشق آن است،که نور خداوند بر فراز،در دشت از هر سو گستردۀ بیداری بر تو بتابد.و عشق ونوس،دریای قلبت را از سکون خارج سازد.و آوای کوپیدو،هر[…]

ادامه مطالعه

چه زیباست!

چه زیباست!آوای رودی که از کوهسار سرچشمه می گیرد.و در میان دره ها راه خویش را می یابد. چه زیباست!نقش های نگارین هستی،که بر تن صخره ها،از زمانی بس دور، تاکنون،کنده کاری می شوند. چه زیباست!قبای زبرجدی حقیقت، بر تن[…]

ادامه مطالعه

نارسیس

سپیده دم تمام زمان های تو فراخواهد رسید.لحظاتی که تو،در منتهی الیه شرقی ترین رویای این جهانی،ویدایی ترین تجلی نارسیس را،در آغوش خواهی کشید. او برایت از دریاها و آسمان ها،و از دشت ها و رودها،نخواهد گفت.او،برایت از خویش خواهد[…]

ادامه مطالعه