افسانه

عاشقانه ترین افسانه را،از برکه های زلالی که هر کدام،به گیتی پهناوری راه دارند باید شنید. افسانه از ما دور نیست. بی نهایت، در لامکانی، در تمام کیهان حضور دارد، و در لازمانی، بر تمام مقاطع احاطه دارد. هستی به[…]

ادامه مطالعه

درود!

درود! ای پاک ترین احساس در کرانه ی ارغوانی ترین افق و شناور در دریای ستاره ها. درود! ای عاشقانه ترین لحظات که ماورای تاریخ، سیر می کنی. درود! ای زیباترین لعل نهفته در این صخره های تاریک که هر[…]

ادامه مطالعه

به یک امید می آیند

زوال می یابد:زمان، آنگاه که طلوع می‌کند،خورشید از کرانه خاوری.و می میراند ستارگان را در دریای شب. صبحی دیگر، کودکان تاک را،به امید آنکه در اقیانوس طلایی اشراق غرق گردند،بیدار می کند. مرغان هوا، بر فراز شادی معصوم کودکانی،که صبح[…]

ادامه مطالعه

فصل ها، دگرگونی دشت ها

دریاکنار آکنده از صدف هایی است،که صبحگاهان،انوار سماوی را به آغوش ما می آرند. خلوتیان ندا می دهند.آیا می شنوید؟تمام کائنات می خوانند؛یگانه سرود آفرینش را. مسیح ناصری در آسمان ها،بر سروی تکیه زده و بهاری ترین سرود را برای[…]

ادامه مطالعه