نارسیس

سپیده دم تمام زمان های تو فراخواهد رسید.لحظاتی که تو،در منتهی الیه شرقی ترین رویای این جهانی،ویدایی ترین تجلی نارسیس را،در آغوش خواهی کشید. او برایت از دریاها و آسمان ها،و از دشت ها و رودها،نخواهد گفت.او،برایت از خویش خواهد[…]

ادامه مطالعه

به یک امید می آیند

زوال می یابد:زمان، آنگاه که طلوع می‌کند،خورشید از کرانه خاوری.و می میراند ستارگان را در دریای شب. صبحی دیگر، کودکان تاک را،به امید آنکه در اقیانوس طلایی اشراق غرق گردند،بیدار می کند. مرغان هوا، بر فراز شادی معصوم کودکانی،که صبح[…]

ادامه مطالعه