درود!

درودی بر عشق ازلی و معبود ابدی. درودی بر اقیانوس ژرف دست نیافتنی یکتایی. درودی بر واحه ی از هر سو گسترده ی بیدار. آنکه قهار است و وهاب، که خالق بارء مصور است. و سمیع است و بصیر و[…]

ادامه مطالعه

بی خودی

«عاشقی،بی خودی و بی راهی باشد».(عین القضات همدانی)و بی خودی،جز فناشدن در بحر بی کران نیست.و چگونه بحر کران داشته باشد؛در حالی که در هر بعد لطیف گسترده شده است.و کالبد پرنیانی کودکان و عارفان،همچون خلوتیانی که آن سوی دروازه[…]

ادامه مطالعه